زاگان کمکم زندگی تازهاش با نفی را جدیتر میگیرد؛ از صبحانههای awkward و تمرین جادو تا حرفهایی که فاصلهشان را کمتر میکند. اما آرامش خانه وقتی به هم میریزد که مهمانهایی از کلیسا سر و کلهشان پیدا میشود.