آساهی بین ماراتنی که برایش مهم است و جشن تاناباتای معبد آماگامی گیر کرده؛ جایی که اوریو سعی میکند کمکش کند هم به خواسته خودش نزدیک شود، هم کنار خواهرها بماند. اما تکرار عجیب یک روز، همهچیز را پیچیدهتر میکند.