با نزدیک شدن تاناباتا، آساهی هم باید برای جشن زیارتگاه آماده شود و هم برای ماراتن مهمش بجنگد. وقتی تاریخ مسابقه با جشن یکی میشود، او بین مسئولیتش به عنوان میکو و آرزوی بردن گیر میافتد.