گوبرو با بهتر شدن تواناییهایش، حضور الفهای مغرور را در جنگل حس میکند؛ مهمانهایی که برای کمک آمدهاند اما با لحن طلبکارانه همهچیز را خراب میکنند. حالا روستا باید بین دردسر انسانها، الفها و قویتر شدن خودش تعادل پیدا کند.