یوئی بعد از رفتن بقیه، با آزوسا تنها میماند و کمکم با دنیای عجیب و دردناک او روبهرو میشود. آزوسا با رفتارهای ترسناک و حرفهای مرموزش نشان میدهد پشت آرامش ظاهریاش زخمهای عمیقی پنهان شده است.