بانری بعد از جشنواره با برگشتن تکههایی از حافظهاش حسابی بههم میریزد و ترسِ گم کردن خودِ امروزش خواب را از او میگیرد. در همین حال، دردسر کلوب جشنواره و دعوت کوکو برای یک شام دورهمی، همه را دوباره کنار هم میکشاند.