با مریض شدن پدر آرس و بالا گرفتن ناامنیهای میسیان، او باید جدیتر به نقش آیندهاش فکر کند. اما وسط این فشارها، ورود ناگهانی نامزدش لیسیا همهچیز را پیچیدهتر میکند؛ دختری خوشبرخورد که انگار خیلی بیشتر از ظاهر آرامش میفهمد.