جیل بعد از نامزدی عجیبش با امپراتور هادیس، میفهمد پشت آرامش بندر و قصر بیلبورگ خبرهای خوبی نیست. او که از یک فاجعه آینده خبر دارد، باید میان رقیبهای حسود، شایعه نفرین امپراتور و نقشههای مشکوک راهی برای نجات همه پیدا کند.