بعد از اعتراف یوری، هیماری بین هیجان و سردرگمی گیر میکند؛ چون هنوز فرق دوست داشتن معمولی و عشق رمانتیک را درست نمیفهمد. او با کمک حرفهای اطرافیانش دنبال جوابی میگردد که هم صادقانه باشد، هم دل کسی را نشکند.