هیماری بعد از اجرای یوری هنوز هیجانزده است و با هر بهانهای سعی میکند به او نزدیکتر شود. باران، چتهای خجالتآور و یک قرار برای دیدن وسایل گربهها، رابطهی این دو را از یک تحسین ساده به چیزی گرمتر و گیجکنندهتر میکشاند.