لارنس و هولو به شهر شلوغ پاتزیو میرسند؛ جایی پر از تاجر، سکه و فرصتهای تازه. هولو با شیرینی سیبها و هوش تیزش معاملهی پوستها را حسابی جالب میکند، اما پشت حرفهای ژرن بوی یک معاملهی مشکوک میآید.