لارنس برای بهدست آوردن پیریت، سراغ آدمهای بانفوذ بازار میرود و وسط معاملهای حساس گیر میافتد. با بالا رفتن قیمتها و فشار زمان، او باید هم مثل یک بازرگان حسابگر عمل کند و هم تکلیف احساسش نسبت به هولو را روشنتر بفهمد.