یونا در مسیر سختی که پیش رو دارد، خاطرات روزهای آرام قصر را به یاد میآورد؛ روزهایی که هاک با زبان تند و دل گرمش کمکم به نزدیکترین محافظ او تبدیل شد. میان شیطنتهای قصر و فشار خاندانها، رابطه یونا و هاک شکل تازهای میگیرد.