وانِ قهرمان با باورهای تندش وارد زولتان میشود و جشن سادهی مردم را به بحثی جدی درباره ایمان و وظیفه تبدیل میکند. آرامش روستا کمکم به هم میریزد، مخصوصا وقتی حرف جنگ و اطاعت وسط میآید.