با شروع تعطیلات تابستانی، ورود ناگهانی کیسارا، دوست بچگی تسوناگو، دل آساکا را حسابی به هم میریزد. او بین حسادت، دلتنگی و کنجکاوی برای دنیای جانورآدمها، کمکم جرئت میکند یک قدم به تسوناگو نزدیکتر شود.