هایاتو تازه یادش میافتد تولد شیراگیکو را فراموش کرده و با آکانه دنبال کادو میرود؛ اما همین خرید ساده، پای احساسات پنهان و خانواده پرنفوذ آکانه را وسط میکشد و روز آرام کافه را حسابی به هم میریزد.