یومکو بین قرار شیرینش با کیسوکه و شکهایی که درباره دیدارهای پنهانی او دارد گیر میافتد. با کمک دوستهایش تصمیم میگیرد هم هدیهای مناسب پیدا کند، هم بالاخره درباره چیزی که ذهنش را مشغول کرده حرف بزند.