شیرایوکی بعد از برگشتن به کارش در قصر، بین گیاههای دارویی، تمرینهای تازه و دیدار کوتاه با زن، کمکم جای خودش را محکمتر میکند. اما رسیدن یک خبر عجیب از تانبارون آرامش او را به هم میزند.