با سر زدن ناگهانی پدر هیرومو، آرامش خانه به هم میریزد و خاطرههای تلخ قدیمی دوباره بالا میآید. ماساکی سعی میکند خونسرد بماند، اما هیکاری کوچولو با حس قهرمانانهاش میخواهد از خانوادهاش محافظت کند.