کازویا پس از حرفهای چيزورو درباره شناخت احساسات واقعی، میان امید، اضطراب و سوءتفاهم گرفتار میشود. دیدار دوباره آنها در اتاقش بحثی جدی درباره رابطه، روکا و مرز میان نقش دوستدختر اجارهای و احساس واقعی را پیش میکشد.