کازویا برای کمک به چیزورو راهی خانه قدیمی خانوادهاش میشود؛ جایی پر از وسایل خاکخورده، خاطرههای عجیب و سنگهای بیپایان. وسط جمعوجور کردن خانه، کمکم با بخشی صمیمیتر و ناشناختهتر از گذشته او روبهرو میشود.