کازویا پس از یک دعوت دستوپاچلفتی، با چیزورو برای ناهار بیرون میرود و با جنبهای صمیمیتر و آسیبپذیرتر از او روبهرو میشود. گفتوگوی آنها درباره احساسات، رابطه اجارهای و گذشته، فاصله میانشان را پیچیدهتر میکند.