ساکورای برای پس دادن پول فوتون به خانه اوزاکی میرود و با مادر جوان و بیشازحد نگرانش، تسوکی، آشنا میشود. چند نگاه اشتباه، حرفهای دوپهلو و حضور گربهها کافی است تا یک سوءتفاهم خندهدار حسابی جان بگیرد.