سنپای بالاخره برای رفتن به کافه گربه دل و جرات پیدا میکند، اما بدون اوزاکی حتی از در هم رد نمیشود. بین گربههای بامزه، شوخیهای همیشگی و نزدیک شدن تولد بیستسالگی اوزاکی، یک قرار ساده حسابی دردسرساز میشود.