روکا بعد از اردو از میتو فاصله گرفته و حتی خونش را هم نمیخورد. میتو که نگران و گیج شده، با کمک رن سعی میکند حال او را بفهمد؛ اما حرفهای «دوستی» و ماجرای پیدا کردن دوستدختر، اوضاع را پیچیدهتر میکند.