آرامش خانه فلیو و ریس با آمدن شاهدخت به هم میریزد؛ او از فلیو میخواهد برای محافظت از شهرهای بیدفاع کمک کند. ریس هم که هنوز به پادشاهی اعتماد ندارد، باید بین نگرانی برای شوهرش و خطر نزدیکشدن ارتش تاریکی کنار بیاید.