آتاناسیا پس از دردسر کوچکی در شهر، تصمیم میگیرد برای جبران و کمک به کلود در مأموریت برداشت پاییزی همراه فلیکس به کنتنشین آوگ برود. افزایش غیرعادی هیولاهای جادویی، توانایی و مسئولیتپذیری او را در برابر مردم امپراتوری به چالش میکشد.