ایتو بعد از رفتن پدر و مادرها سعی میکند خانهی شلوغ ناریتا را جمعوجور نگه دارد، اما لوسبازیهای رویی و شیطنت برادرها کار را سخت میکند. کمکم پشت خندههای رویی، دلتنگی کوچکی پیدا میشود که فضای خانه را گرمتر میکند.