ایسکا بعد از نبرد با ساحره یخی هنوز ذهنش آرام نگرفته و برای عوض شدن حالوهوا راهی شهر بیطرف میشود. اما یک اجرای اپرا و یک رستوران شلوغ، او را دوباره کنار همان دشمنی مینشاند که نباید نزدیکش باشد.