بعد از رد شدن احساسات هیماری، حال و هوای خانه موموچی به هم میریزد و قدرتهای آئوی درست کار نمیکند. با آمدن مادربزرگ گربه و حرفهای عجیبش درباره ازدواج، هیماری بیشتر از قبل میفهمد چقدر از گذشته آئوی بیخبر است.