تسوباکی همراه ساکورا و سوئو به خانهی ایتو، پیرمردی تنها و خوشاستایل، سر میزند. بین لباسهای قدیمی، خاطرههای عاشقانه و حرفهای نگفته، کمکم معلوم میشود پشت لبخندهای ایتو و تسوباکی احساساتی پنهان مانده است.