شیا ناگهانی وسط جشن دانشگاه روی صحنه میرود و همه نگاهها را به خودش خیره میکند. جونتانگ برای کمک کنارش میایستد، اما همین شب شلوغ باعث میشود احساساتش نسبت به شیا جدیتر و گیجکنندهتر از قبل شود.