یونشی بعد از دردسرهای تازه، مجبور میشود از یه یومینگِ زخمی مراقبت کند و داروهایش را با کلی حرص و غر بخوراند. همزمان نگرانی برای خاله شوئه و نقشههای پشت پرده، او را بیشتر از قبل بین فرار و ماندن گیر میاندازد.