ماین همراه فردیناند برای دعای بهار راهی روستاها و عمارتهای اشرافی میشود، اما مانای عجیبش توجه آدمهای خطرناکی را جلب کرده. بین مراسم، دردسرهای سیلوستر و نگاههای مشکوک اشراف، این سفر خیلی زود از یک مأموریت ساده فاصله میگیرد.