لوتس بعد از دعوا با خانوادهاش از خانه میرود و ماین با وجود بیماری، نگران آیندهی اوست. اختلاف بر سر بازرگان شدن لوتس بالا میگیرد و پای بنو و معبد هم به تصمیمی حساس دربارهی زندگی او باز میشود.