گون، کوراپیکا و لئوریو برای دیدن کیلوا به قلمرو خانواده زولدیک میرسند، اما کاناری، خدمتکار جوان عمارت، راهشان را سد میکند. پافشاری گون و نشانههایی از گذشته کیلوا، این رویارویی را فراتر از یک مانع ساده میبرد.