آلن برای پیدا کردن کمی آرامش راهی امپراتوری ویکتور میشود، اما سفرش خیلی زود رنگ دردسر میگیرد. شهر مرزی شلوغ و پر از نگهبان است و دیدار با دختر یک خاندان اشرافی، خبر از اوضاعی ناآرام پشت ظاهر آرام امپراتوری میدهد.