میائومیائو بعد از حملهای خطرناک خودش را در بیمارستان پیدا میکند و فقط نگران چنگزه است. وقتی پای یک مسمومیت عجیب و اعتراف گرفتن از لو یو وسط میآید، او باید قبل از تمام شدن فرصت صدروزهاش دست به کاری سخت بزند.