ساریفی بعد از دور شدن از قصر، با ایلیا روبهرو میشود؛ دوستی قدیمی که حالا زیر بار نفرت از جانورها تغییر کرده است. میان خاطرات گذشته و باورهای تازه، ساریفی باید راهی پیدا کند تا هم دل او را بفهمد و هم از انتخابش کنار پادشاه دفاع کند.