با برگشتن پادشاه به اوزمارگو، قصر به هم میریزد و ساریفی سرنخی عجیب از راز تولد او پیدا میکند. در حالی که ست قدرت را سفت چسبیده، ساریفی باید پیش از دیر شدن حقیقت را به لئو برساند.