زاگان کمکم با فور، دختر اژدهایی تازهوارد، کنار میآید و حس عجیبی شبیه پدر بودن را تجربه میکند. وقتی او و نفی به قلعهی آرکدیمون قبلی میروند، نشانههایی از گذشتهی اژدهاها پیدا میکنند که کنجکاوی فور را زنده میکند.