رودئوس، اریس و رویجرد در دهکده دولدیا روزهای آرام فصل بارندگی را میگذرانند و اریس با بچههای روستا، بهخصوص تونا، رابطهای نزدیک پیدا میکند. در این میان گذشته گیلنه و جایگاه او در قبیله دولدیا به موضوعی مهم برای ساکنان روستا تبدیل میشود.