تویا هنگام گشتوگذار کنار دریا، به باغی شناور در آسمان میرسد؛ جایی پر از رازهای تمدنی باستانی و نگهبانی عجیب به نام فرانچسکا. این کشف تازه، هم دنیای او را بزرگتر میکند و هم دردسرهای بامزهای برایش میسازد.