تویا بعد از نجات رگولوس، ناخواسته وارد دردسرهای تازهای میشود؛ از نامزدی با شاهدخت لوچیا تا گرفتن جایگاهی که همه کشورها را راضی کند. حالا او باید برای کشور کوچک خودش، برونهیلد، خانهای درخور بسازد.