تویا بعد از نجات دختری بیخاطره، اسم ساکورا را برایش انتخاب میکند و کمکم استعداد عجیبش در آواز پیدا میشود. همزمان خبر هیولایی خطرناک در کوهستان میرسد که با نگاهش آدمها را سنگ میکند.