گذشتهی سوشی کمکم روشن میشود؛ پسری که برای زنده ماندن یاد گرفته نقش بازی کند و احساساتش را پشت لبخند پنهان کند. نامههای ریریچیو اما چیزی را در او بیدار میکند که خودش هم انتظارش را ندارد.