نوآ بعد از تناسخ، چشم باز میکند و خودش را شاهزاده سیزدهم یک امپراتوری میبیند؛ بچهای با استعداد عجیب در جادو و جایگاهی پر از نگاههای مشکوک. وقتی پای یک شمشیر نفرینشده و روستایی سیلزده وسط میآید، هوش و قدرت تازهاش جدیتر دیده میشود.
نوآ بعد از تناسخ، چشم باز میکند و خودش را شاهزاده سیزدهم یک امپراتوری میبیند؛ بچهای با استعداد عجیب در جادو و جایگاهی پر از نگاههای مشکوک. وقتی پای یک شمشیر نفرینشده و روستایی سیلزده وسط میآید، هوش و قدرت تازهاش جدیتر دیده میشود.