آلیس بعد از یک سرماخوردگی کوتاه، دوک را به دل برف میکشاند و یک روز ساده در عمارت را حسابی گرمتر میکند. اما وقتی یادگاری مهمی میان برفها گم میشود، دوک با وجود نفرینش تصمیم میگیرد خودش دنبالش بگردد.