دوک با نفرینی که لمسش مرگ میآورد، هنوز بین تنهایی و علاقهاش به آلیس گیر کرده. با برگشتن راب، سر زدن خواهر پرحرفش ویولا و پیدا شدن یک گربه در عمارت، روز آرامش حسابی شلوغ میشود.