ویولا بعد از دعوا با مادرش به عمارت دوک پناه میآورد و فضای خانه را حسابی شلوغ میکند. همزمان آلیس به سرنخی قدیمی درباره نفرین دوک میرسد؛ سرنخی که پای گذشته و جادوگرها را دوباره وسط میکشد.